الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
297
أصول الفقه ( فارسى )
در ادلهء حجيت خبر واحد گذشت - مىگوييم : اين ، تمسك به عموميّت تعليل نيست ، بلكه در واقع استدلال به عموميّت نقيض تعليل است . و بديهى است كه آيه دلالتى بر نقيض تعليل ندارد ، زيرا اين آيه همانند نهى پزشك از خوردن بعضى از خوراكىهاست مثلا به خاطر آنكه ترش هستند . و روشن است كه اين تعليل دلالت ندارد بر اينكه هرچه ترش نيست خوردنش جايز است . در اينجا نيز حرمت عمل به خبر فاسق بدون بررسى به سبب آنكه مستلزم آسيب رساندن از روى نادانى است دلالت نمىكند بر وجوب اخذ به هر چيزى كه در آن از اين امر ايمن هستيم و مستلزم آسيب رساندن از روى نادانى نمىباشد . اما دلالت آيه بر خصوص حجيت خبر واحد عادل را ما از راه ديگرى استفاده كرديم ، و آن تمسك به مفهوم شرط بود كه شرحش گذشت ، نه تمسك به عموميت نقيض تعليل . به ديگر سخن ، بيشترين چيزى كه آيه در تعليل خود برآن دلالت دارد آن است كه آسيب رساندن از روى نادانى مانع از تأثير مقتضى براى حجيّت خبر است ، و دلالت ندارد بر اينكه هرچه مانع حجيت در آن نيست مقتضى حجيت در آن موجود است تا دلالت كند بر حجت بودن چيزى مثل شهرت كه مانع حجيت در آن مفقود است . به بيان ديگر ، نبودن مانع از حجيت در چيزى مثل شهرت مستلزم وجود مقتضى در آن براى حجيّت نيست ، و آيه دلالت نمىكند بر اينكه هرچه در آن مانع نبود مقتضى در آن موجود است . دليل سوم : دلالت بعضى از اخبار برخى گفتهاند : بعضى از روايات بر اعتبار شهرت دلالت دارد ، مانند مرفوعهء زراره : زراره مىگويد : گفتم : فدايت شوم ! دو خبر و دو حديث متعارض از شما نقل مىشود ، به كداميك عمل كنيم ؟ امام عليه السّلام فرمود : « آن را بگير كه ميان يارانت شهرت دارد ، و خبر شاذّ و نادر را رها كن . » گفتم : اى آقاى من ! هر دو مشهورند و از شما نقل شدهاند . فرمود : آن را بگير كه عادلترينشان مىگويند . . . » تا آخر روايت .